۱۳۸۹ مهر ۲۷, سه‌شنبه

سوراخ کردن گوش بدون درد و خونریزی

یه مدتیه که من و هانی به این فکر میکنیم که تموم کنیم رابطمون رو. یعنی هی میشینیم تو مغزمون بالا پایین میکنیم قضیه رو بعد برای هم ای میل میزنیم و افکار از هم گسیختمونو مینویسیم واسه هم. خوب خیلی کار بیخودیه!

امشب با یه دوست مشترک صحبت میکردم راجع به این قضیه
بعد حرفای اون باعث شد حس کنم که ماها دوستای خوبی هستیم واسه هم.

به این فکر میکردم که چقدر از وقتها قدر دوستیمون رو ندونستیم و چقدر بهش ضربه زدیم به بهونه‌ی این ریلیشن شیپ!

نمیتونم الآن بگم مرز این دوستی و ریلیشن شیپ کجاست. عشق ورزیدنه آیا، رابطه‌ی جنسی، توقعاتمونه و یا روزمرگیمون.

دلم اما برای روزای دوستی تنگ شد

میخوام تموم کنم این ریلیشن شیپ کذایی رو

میخوام دوست باشم

به نظرم رمز موفقیت زندگی مشترک دوستیه

شرط اول و آخرش کنار هم بودنه

شرط لازم و کافی واسه زندگی مشترک رو از دست دادیم

معلوم هم نیست کی به دست بیاریمش دوباره

چه خوبه که اقلا فقط دوست باشیم

خوب همینه دیگه، بریدم و دوختم

این منم، نازنین، گوش که سهله، سر هم میبرم بدون درد و خونریزی!